ميرزا محمد حيدر دوغلات

183

تاريخ رشيدى ( فارسي )

احوال مشاهده نكرده‌اند به سخن آرائى نسبت دهند . بالجمله بعد از شش ماه به صد آرزومندى از يكديگر جدا شده به ملازمت خان متوجه شدم . به وقت وداع ، غزلى گفته بودم كه اين چار بيت از آن است . نظم « 1 » : ( 86 ر ) ز كوى تو با درد و غم مىرويم * جدا از تو با صد الم مىرويم تو هم‌تاى ليلى به حسنى و ما * به مجنون قدم بر قدم مىرويم نگويى كه تنها تو چون مىروى * غمت همره است و به هم مىرويم محيط كرم شاه عبد الرشيد * كزو غرق بحر كرم مىرويم « 2 » بعدها كه به ملازمت خان مشرف شدم ، سال [ ديگر ] « 3 » خان متوجه غزات تبت [ شد و بنده را پيشتر فرستاد . من مهمات بعضى از ولايت ] « 4 » تبت را سامان نموده بودم كه خان متعاقب آمد و لشكرى پنجهزار [ در تبت جمع شد . در تبت پنجهزار ] لشكر گنجايش ندارد . ناچار شده بنده به اسكندر سلطان كه از رشيد سلطان خردتر « 5 » پسر خان است به كشمير درآمدم و آن زمستان را « 6 » در كشمير گذرانيده بهار به ملازمت خان آمدم و اين مشروح است . اينجا مقصود اين حكايت نيست . بالجمله چون [ به ملازمت ] خان در تبت مشرف شدم ، خان متوجه ياركند شد و بنده را براى تخريب بتخانه اورسانگ روان كرد . بنده چهار ماهه راه رفتم ، اما خان در راه به وقت مراجعت وفات يافته است . امرا كه در ملازمت خان بودند براى رشيد سلطان سارعان 428 را فرستاده‌اند و استخبار احوال كرده‌اند و با عمّم نيز اين واقعه خبر داده‌اند . عمّم به سر تربت خان آمده به مراسم عزا مشغول شده است . در عشر محرم سنه اربعين و تسعمايه 429 رشيد سلطان آمده [ و عمّم فغان برداشته پيش رسيد . سلطان برآمده ] « 7 » فى الحال كشته است 430 و على « 8 » سيد كوكلداش 431 عمّم بود ، او را نيز همراه عمّم به شهدا ملحق گردانيد و تاريخ شهيد ساختن ايشان « قتلا فى المحرّم » 432 يافته‌اند . در مذهب اهل مروت و در قاعده اصحاب فتوت كه پادشاهان به اين دو صفت افتخار

--> ( 1 ) . نت : - نظم . ( 2 ) . نگ : - نظم . . . مىرويم . ( 3 ) . نب : - ديگر . ( 4 ) . نب : - شد . . . ولايت . ( 5 ) . نب ، نت : خوردتر . ( 6 ) . نت : - را . ( 7 ) . نب : - و عمّم . . . آمده . / نت : آمد . ( 8 ) . نت : + كه .